حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 119

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

اجراى آن در غرب منصرف شدند « 1 » در اين زمان ترتيبات آريانى هنوز باندازه‌اى قوى است كه داريوش بزرگ در موقع معرّفى خود در كتيبه‌ها رعايت آن را لازم ميداند و گويد : من داريوشم - پسر ويشتاسب ( خانواده ) - هخامنشى ( تيره ) - پارسى ( قوم ) - آريانى ( ملّت ) تفاوت ديگر ممالك غربى از ايالات شرقي اين بود كه شاهان هخامنشى ممالك غربى را مانند آسياى صغير و بابل و مصر و غيره ممالك مفتوحه و يك نوع ملك خود مىدانستند راجع بماليات‌هائى كه گرفته ميشد در جاى خود ذكرى شده كلمه‌اى چند بايد در باب عدليّه گفته شود داورى و مجازاتها از اطّلاعات ناقصى كه در اين باب رسيده معلوم است كه شخص شاه بر تمام قضات حكومت داشت و در درجه نهائى رسيدگى كرده حكم ميداد در ولايات نيز قضاتى بودند كه بامور حقوقى رسيدگى ميكردند تقصيرات سياسى و تقصيرات راجع بامنيّت در مركز از صلاحيّت شاه بود و در ايالات از صلاحيّت ولات به تقصيرات مهمّ سياسى خود شاه رسيدگى ميكرد از تتبّعات محقّقين معلوم شده كه به عدالت در ايران قديم اهميّت ميدادند و شاهان نسبت بقضاة خيلي سخت و گاهى هم بىرحم بودند چنان كه سى - سام‌نس ناميرا كه شغل قضائى داشت و رشوه گرفته بود كمبوجيه محكوم باعدام كرد و بعد از اعدام امر نمود پوست او را كنده روى مسندى كه براى قضاوت مينشست پهن نمايند و شغل اين قاضى را بعد به پسر او داده مجبورش نمود كه روى اين مسند بنشيند اردشير اوّل نيز با قضاتى كه بر خلاف حقّانيّت حكم ميدادند با كمال سختى رفتار ميكرد موافق قانون يا

--> ( 1 ) - مثلا كوروش بزرگ در ابتداء يك نفر ليدى را بحكومت ليديّه گماشت و بعد بواسطه طغيان او والى ايرانى معيّن كرد كمبوجيه نيز در مصر مىخواست پادشاه سابق مصر را بسلطنت برقرار كند ولي بعد بواسطه شركت او در كنگاشى بر عليه ايرانيها از اين خيال منصرف شد ذكر موارد ديگر در اين مختصر نمىگنجد هرودوت اين رفتار پارسىها را مانند يك امر فوق‌العاده تلقّى و براى اينكه يونانىها باور نمايند امثالى ذكر كرده